یک
هر چی میگردم منبع این داستان رو پیدا نمی کنم، اما نقل به مضمون: فیلسوفی خواب می بینه که مشغول مناظره با سقراط (یا یکی دیگه از کله گنده ها)ست. توی خواب شروع می کنه به نقض نظریه اون یارو! بعد متوجه میشه که خوابه و وقتی بیدار میشه بلافاصله شروع می کنه به نوشتن استدلالش و دوباره میخوابه. فردا صبح با هیجان میره سراغ نوشته اش، میبینه که نوشته:"من ثابت می کنم که تو اشتباه می کنی!" هر بار میرم سراغ ایده هام برای نوشتن همیشه با این حس حماقتبار مواجه میشم! همون ایده های بین خواب و بیداری یا کله سحر تو مبال!
+ نوشته شده در ساعت توسط پننده
|